بودا
شنبه بیست و چهارم شهریور 1386 8:4 بعد از ظهر
پرواز؟؟؟
یکشنبه چهارم شهریور 1386 6:50 بعد از ظهر
بعد از گذشت سالها اندوه و دلگیری
حالا سراغ از این من ِ دلتنگ می گیری؟؟
حالا که دیگر دستهایم خالی از عشق اند
سرشارم از شرجی ترین شبهای زنجیری
من خواب دیدم ، خواب بارانی که می آید
اما تو رفتی و نشد این خواب تعبیری
باران نیامد ، نه! نیامد، بعد تو هرگز
آن وقت می پرسی چرا از جان خود سیری؟
بعد از گذشت سالها بی پنجره بودن
حالا برای این دل تاریک می میری
گیرم تمام آسمان را هم به من دادند
پرواز ممکن نیست وقتی که زمین گیری...
حالا سراغ از این من ِ دلتنگ می گیری؟؟
حالا که دیگر دستهایم خالی از عشق اند
سرشارم از شرجی ترین شبهای زنجیری
من خواب دیدم ، خواب بارانی که می آید
اما تو رفتی و نشد این خواب تعبیری
باران نیامد ، نه! نیامد، بعد تو هرگز
آن وقت می پرسی چرا از جان خود سیری؟
بعد از گذشت سالها بی پنجره بودن
حالا برای این دل تاریک می میری
گیرم تمام آسمان را هم به من دادند
پرواز ممکن نیست وقتی که زمین گیری...


